با سلام بنده مدت ۱۸ سال در این دانشگاه بصورت رسمی مشغول به کار هستم. حکم اینجانب نیز کارشناس خبره می باشد. نرخ اضافه کار بنده در حال حاضر ۲۲۰۰ تومان است .(با کمی خرده ) حال این دانشگاه چه سیستمی دارد که نرخ اضافه کار یک نیروی تازه استخدام شده با یک ماه خدمت و حکم کارشناسی از بنده و امثال من بیشتر است. لطفا ما را توجیه فرمائید.
حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست
دولت آن است که بی خون دل آید به کنار ورنه با سعی وعمل باغ جنان این همه نیست
مدتهای مدیدی بود که هر بار که یکی از همکاران گرامی مان در امور کارکنان و کارگزینی که مطلع از امور نشان میدادند را میدیدیم از چند و چون وضعیت کاری خود پرسش میکردیم :
برادر ..... وضعیت استخدامی چگونه شد؟
آقای ...... پیمانی - قراردادی چه صیغه ای ست ؟
خانم ..... این مصوبه هیات وزیران که در بالای برگه های مرخصی و غیره نوشته می شود چیست ؟
و صدها سئوال از این دست که پرسش شوندگان نیز با نگاه های عاقل اندر سفیه خود جواب هایی میدادند که خود نیز از چند وچون جواب شان آگاه نبودند وترجیح بند همه جوابها سر آخر این بود که بزرگان دانشگاه در حال جستجوی وضعیتی هستند تا سر وسامانی به وضعیت کارمندان شرکتی یا قراردادی یا هزار اسم و عنوان دیگر بدهند و آخرین پاسخ این بود که هیات امنای دانشگاه تهران آیین نامه ای تدوین کرده که با جرح وتعدیل هایی می خواهند آنرا اجرا کنند و در این میان بزرگان دانشگاه منتظر رسیدن آیین نامه ی نظام هماهنگ پرداخت نیز هستند تا با سبک سنگین کردن آن با آیین نامه ی دانشگاه تهران یکی را انتخاب کنند.
امروز که کارتهای جدید ساعت زنی را تحویل دادند چشمانمان به عنوان جدید روشن شد :
قرارداد کار معین
قصد اظهار فضل ندارم ؛آن هم در دانشگاهی که خود یکی از معتبر ترین دانشکده های مدیریت را دارد ؛ در نگرش های جدید مدیریتی نگرشی وجود دارد بنام نگرش و رهیافت سیستمی .
بزرگان دانشگاه نیک میدانند اجزای تشکیل دهنده یک سیستم همگی به یک اندازه در کارکرد درست سیستم نقش دارند . در این نگرش است که رئیس دانشگاه همطراز و به نظر حقیر برتر از معاون وزیر بر شمرده می شود. در این نگرش است که آبدارچی یک اداره به همان میزان سهم در کارکرد درست سیستم دارد که مدیر اداره .
چرا یک بار برای همیشه هیات امنای محترم دانشگاه نازنین نمی آیند وراست وحسینی وضعیت را روشن نمی کنند. امنیت روانی که یکی از برسازندگانش امنیت شغلی است سخت برای کارمندان شریف دانشگاه شریف فرساینده شده است وبپذیرید که ذهنیت های بعضا منفی را بدنبال دارد .
شاید حسن نیت هم در کار باشد اما در محیط کارمندی بدلیل عدم انتقال صحیح ؛ سوء نیت برداشت می شود.
آیا واقعا بزرگان دانشگاه این حق را به کارمندان میدهند تا ایشان بدانند وضعیت استخدامیشان چیست و از این رهگذر اندکی امنیت روانی نصیب شان شود ؟ آن هم در این رهگذر سرشار از نا امنی های مختلف . آیا این حق را میدهند که آنان از این رهگذر آینده ای کوچک و پر از کسری های مختلف را برای خود متصور شوند ؟
آیا این حق را میدهند که آنان بدانند بعد از بعضا بیش از یک دهه کار در این دانشگاه و صرف بهترین سالهای عمر خود در این جا چه وضعیتی بر آنان بار خواهد شد ؟
عزیزان مسئول بزرگان محترم دانشگاه باور بفرمائید که روشن شدن وضعیت کاری در ایجاد حس متقابل دوستی و احترام و حس همکاری وکارایی بهتر و ایجاد حس زندگی بهتر در درون خانواده و در ایجاد هزاران مورد گفته و ناگفته کمک شان می کند.
باور بفرمائید !
اگر امسال قصد صاحبخانه شدن داريد، درنگ نكنيد و تا قبل از فصل تابستان ملك مورد نظرتان را يافته و هر چه سريعتر اقدام به خريد كنيد.اين توصيه بيش از 20كارشناس و مدير بنگاه مشاوران املاك به متقاضيان خريد خانه است كه تاكيد دارد قيمت مسكن در اين هفتههاي اول سال گيج است و حداكثر تا پايان فصل بهار اين وضعيت ادامه دارد و لذا فرصت خوبي است براي خريد خانه.در حال حاضر قيمت آپارتمان نوساز براي فروش در محدوده يوسفآباد حدود 3ميليون تا سهميليون و 500هزار تومان است كه تا اواخر بهمن سال گذشته اين رقم تقريبا متري 2ميليون و 800هزار تومان بود.اواخر اسفند سال گذشته آپارتمان نوساز در حوالي تهرانپارس متري حدود 2ميليون تومان بود كه اين رقم در سالجاري به متري حدودا 2ميليون و 500هزار تومان در اين منطقه رسيده است....
يك شركت بزرگ قصد استخدام يك نفر را داشت.بدين منظور آزموني برگزار كرد كه يك پرسش داشت.پرسش اين بود:
شما در يك شب طوفاني در حال رانندگي هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس ميگذريد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند.
يك پيرزن كه در حال مرگ است.يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است.
يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد.شما ميتوانيد تنها يكي از اين سه نفر راسواركنيد. كدام را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را شرح دهيد.
پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد.قاعدتاً اين آزمون نميتواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خودش را دارد.
پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد.هر چند او خيلي پيراست و به هرحال خواهد مرد.
شما بايد پزشك را سوار كنيد. زيرا قبلاً جان شما را نجات داده است و اين فرصتي است كه ميتوانيد جبران كنيد. اما شايد هم بتوانيد بعداً جبران كنيد.
شما بايد شخص مورد علاقهتان را سوار كنيد زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد مثل او را پيدا كنيد.
از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد. او نوشته بود:
جو رواني حاصل از افزايش قيمت مصالح ساختماني و سوء استفاده دلالان و واسطه ها از اين موضوع، بي شك موجب افزايش قيمت مسكن طي ماه هاي آينده خواهد شد. يكي از اعضاي انجمن مهندسان راه و ساختمان، ضمن بيان اين مطلب افزود: «با توجه به اين كه مسكن در ديگر نقاط جهان وسيله زندگي و در كشور ما وسيله دلالي و پولسازي است، افزايش حجم نقدينگي هاي سرگردان طي سال هاي اخير موجب مي شود تا دلالان براي كسب سود بيش تر نقدينگي هاي خود را روانه امن ترين بازار موجود در كشور يعني بازار مسكن كنند كه اين امر موجب افزايش بورس بازي در اين بازار و رشد قيمت ملك و زمين خواهد شد.» وي با پيش بيني افزايش قيمت مسكن تا سقف 30 تا 40 درصد طي دو، سه ماه آينده گفت:«افزايش جمعيت تهران، مهاجر پذير بودن اين شهر، عدم امكان توليد و واردات زمين از مهم ترين عوامل موثر در افزايش قيمت مسكن است.»
اين كارشناس مسكن با اشاره به رشد متوسط 30 تا 40 درصد قيمت مسكن در سال 86 گفت: «افزايش 30 درصدي قيمت آجر طي يك سال گذشته، رشد 000ر2 توماني قيمت هر پاكت سيمان و رسيدن قيمت آن به مرز 500ر8 تومان، افزايش 200 توماني قيمت هر كيلو ناوداني و رسيدن قيمت آن به 1100 تومان طي يك ماه اخير و بالا رفتن قيمت هر كيلو ميلگرد تا مرز 1100 تومان طي 20 روز اخير حاكي از تداوم روند رو به رشد قيمت مسكن در سال جاري است.»
مشاغل اداری و پشت میزنشینی این روزها بسیار زیاد شده است و متأسفانه اثرات مضر آن بر جسم افراد روز به روز بیشتر دیده می شود. در واقع بدن ما طوری طراحی نشده است كه بتوانیم ساعت های متمادی را پشت میز بنشینیم. اما به ناچار بسیاری از ما به انجام چنین كاری مشغول هستیم، بخصوص اگر با رایانه كار می كنیم، فشار زیادی به بدن ما وارد می شود. در اینجا سعی می كنم كه به عوارض شایع و متداول چنین مشاغلی و نیز راه های حفظ سلامت جسم اشاره كنم.
1- از عوارض شایع و دردسر آفرین، افزایش وزن است. بنابراین این گونه افراد باید حتماً در طول روز برنامه پیاده روی، دو یا ورزش های دیگر را داشته باشند. باید توجه داشت که این برنامه ورزشی حتماً در طی روز آنها گنجانده شود.
2- خطر دیگر این جور مشاغل ضعف عضلانی مثل عضلات سرین، شكم و پشت است كه موجب كمردرد یا تغییر شكل بدن می شود و گاهی این تضعیف عضلات به حدی شدید است كه فرد بارها و بارها به دلیل كمردرد و درد پشت مجبور به استراحت در منزل می شود. بنابراین این افراد حتماً باید در اوقات فراغت خود در طول روز، ورزش های مخصوص كمر، پشت و گردن را انجام دهند تا این عضلات استحكام خود را حفظ كنند. همان طور كه پشت میز كار خود نشسته اید می توانید عضلات شكم و سرین را چند بار و هر بار به مدت 10 دقیقه سفت و بعد رها كنید. بهتر است بیش از 50 دقیقه به طور ممتد پشت میز خود ننشینید، بلكه بعد از 50 دقیقه نشستن چند دقیقه بلند شوید، كمی راه بروید، كمر خود را به طرفین خم و راست كنید. دستهایتان را از ناحیه كتف بچرخانید. بكوشید دستان خود را باز كرده و حالت كششی به بدن بدهد تا عضلات گردن، كمر، پشت، ران، شانه و سینه به حالت كشش در آیند و تقویت شوند.
دكترمحمد حسين اميد،معاون اداري مالي دانشگاه تهران در گفتوگو با خبرنگار صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: خوشبختانه در اواخر سال گذشته با تخصيص اعتبار از اصلاحيه بودجه، اكثر مشكلات و بدهيهاي دانشگاه رفع شد و به غير از مشكل پروژههاي عمراني، دانشگاه در بخش بودجه جاري هيچ مشكلي را از سال گذشته به سال جديد منتقل نكرده است.
معاون اداري مالي دانشگاه تهران با اشاره به آييننامه استخدامي دانشگاه تهران كه در سال 85 به تصويب هيات امنا رسيد، تصريح كرد: اين آيين نامه درسال گذشته به مدت يك سال به صورت آزمايشي اجرا شد و اين آيين نامه با اعمال اصلاحاتي در اولين جلسه هيات امنا به تصويب نهايي خواهد رسيد.
دكتر اميد خاطر نشان كرد: با موافقت سازمان بازنشستگي اين آيين نامه مشمول كساني كه در حال حاضر از دانشگاه بازنشسته ميشوند نيز است.
معاون اداري مالي دانشگاه تهران افزود: در آييننامه استخدامي دانشگاه تهران علاوه بر افزايش حقوق كارمندان، پرداخت كارانه نيز براي بهرهوري و كارآمدتر كردن كاركنان پيش بيني شده است.
ميان رسانه ها متداول است که در پايان سال يا آغاز سال جديد ، مرد سال گذشته را انتخاب و معرفي کنند ، همانطور که امسال نيز برخي رسانه هاچنين کردند.
وقتي پيشنهاد شد که مرد سال 1386ايران توسط رسانه نيز انتخاب و معرفي شود ، اين سوال مطرح شد که چه کسي لايق اين عنوان است ؟ احمدي نژادي که يک سال خبرساز ديگر را پشت سر گذاشت ؟ حداد عادلي که در
ماراتن انتخابات ، اول شد؟ هر چند که تمام اين چهره ها و بسياري ديگر ، مي توانستند در قالب معيارهاي رسانه اي عصرايران بگنجند و مورد سنجش قرار گيرند ولي ، حق مطلب ، به نظر ، چيزي فراتر از اين بود .از اين رو ، بر آن شديم که به جاي برگزيدن مرد سال از چهر هاي شناخته شده ، به واقعيت هاي ملموس جامعه برگرديم و چهره سال 1386 را با نگاهي مردمي معرفي کنيم ؛ از ديدگاه ما :
مرد سال 1386، کسي است که سال را با تورم کمرشکن آغاز کرد و با تورم کمرشکن تر به پايان برد و در طول 365 روزي که بر او گذشت ، چه سختي هايي که نکشيد و چه شگفتي هايي که از افزايش بي منطق قيمت ها به سراغش نيامد و چه روزهايي که بااندک حقوقش به بازار نرفت دست خالي بازنگشت و البته در طول سال، چه بي رحمانه کمرش شکست و کسي از همان کساني که قرار بود بار گراني ها را از دوش مردم بردارند ، صداي خرد شدن استخوان هايش را نشنيد ... و شايد هم شنيد و خود را به نشنيدن زد!
چهره برتر سال ، آن کارمند و کارگر و کاسبي است که در ابتداي سال86 ، چرتکه انداخته بود که با اندوخته اش و با وام و قرض و فروختن طلاهاي همسرش ، خواهد توانست پس از سال ها مستاجري ، در سال جديد ،خانه اي کوچک بخرد ولي کيمياي تدبير مسوولان ، چون به خاک مسکن خورد ، آن را به طلا تبديل کرد و بدين ترتيب ، تمام محاسبات او و تمام اميدهايش به باد فنا رفت و او ، اينک و در سالي ديگر ،همچنان در رنج مستاجري است و اين بار ، نه براي خريد خانه ، که براي رهن آن چرتکه مي اندازد و تنش مي لرزد و در دلش ، باعث و باني بي خانماني اش را نفرين مي کند و آه مي کشد و به روياهاي برباد رفته مي انديشد .
مرد سال ، آن مرد بي نوايي است که صاحبخانه اش ، اسباب و اثاثيه اش را به کوچه ريخت و او ، چاره اي نداشت جز آنکه در گوشه يک پياده رو و در ميان نگاه هاي سنگين رهگذران با زن و کودکانش روزگار بگذراند .
شخصيت برتر سال گذشته ، آن معلم حق التدريس و آن کارمند بينواي "شرکتي" است که در لحظه به لحظه سال ، استثمار شدن رابا گوشت و پوست و استخوانش لمس کرد ، تبعيض ها را به هر مشقتي بود ، - به ناچار - تحمل کرد ، با اندک حقوقي که بيشتر به يک شوخي توهين آميز مي ماند ، - باز به ناچار - ساخت ، به وعده هاي هر ازگاه مسوولان ، دل خوش کرد تا شايد فرجي در کارش شود و نه بيش از ديگران ، که همانند همسانان خود مزد زحماتش و خدماتش را بگيرد ولي يک سال ديگر هم گذشت و او هنوز نگران آن است که بي هيچ خطايي ، عذرش را بخواهند .راستي اگر که اکنون سني هم از او گذشته است ، بخواهند تعديلش کنند(همان اخراج و از نان خوردن انداختن)چه کند اين مرد عيالوار و زحمتکش و شريف؟! شايد آن بالايي ها معتقدند که اين ، ديگر مشکل خودش است!
مرد سال ، آن کارگري است که از 15 ماه پيش تا به امروز ، حقوق نگرفته و به هزار رنج و مشقت و فلاکت و البته با هزار هزار قرض و وام و سيلي به صورت زدن ، همچنان سايه اش بر سر خانواده اش هست و چه مي کشد اين مرد در درون توفاني و غمبار خويش!
مرد سال ، آن نفرين شده اي است که از بد روزگار کار و بارش به ادارات دولتي و کلانتري و دادگستري و شهرداري افتاد تا مجبور باشد براي يک کار ساده چند دقيقه اي هفته ها و ماهها برود و بيايد و تحقير شود و براي گرفتن حق مسلم خودش، حتي پيش آبدارچي اداره هم دست به جيب شود تا معناي واقعي تکريم ارباب رجوع را بفهمد!
چهره برتر سال ، آن مادري است که براي مداواي کودک خردسالش ، قرنيه چشمش را فروخت و آن پدري است که
کليه خود را به فروش گذاشت تا شايد مرگ اقتصادي خانواده اش چند صباحي به تأخير افتد.
مرد سال ، آن جواني است که براي ازدواج و اشتغال و مسکن به دنبال يک وام دو سه ميليوني ، ماهها تمام بانک ها را دويد و سر آخر وقتي خسته و نااميد ، خبردار شد که "از او بهتران" ، تسهيلات ميلياردي را در چند روز مي گيرند و گاه پس هم نمي دهند ، دلش خون شد از اين همه "تبعيض" در ميانه اين همه "شعار عدالت" سر دادن .
مرد سال ، آن جوان فارغ التحصیل متخصصي است که در به در به دنبال يک کار معمولي مي گردد و نمي جويد و در همان حال مي بيند که فلان نور چشمي هم سن و سالش ، مدام حکم هاي رنگارنگ و نان و آبدار مي گيرد و به ريش تمام جوانان و تحصيل کرده ها مي خندد و دعا به جان قدرت مي کند!
مرد سال ، سرپرست خانواده ای است که از صبح تا نیمه شب ، دو یا سه جا کار می کند ، مسافرکشی می کند و در حسرت دیدن رنگ چشم کودکانش هست چرا که صبح که خواب آلوده از خانه بیرون می رود و شب که خسته باز می گردد ، آنها را فقط در رختخوابشان می بیند و البته از یک بابت نیز راضی است که ناگزیر نمی شود چشم در چشم آنها ، شرمنده تقاضایشان شود.
چهره برتر سال ، کسی است خود و هر که را که می شناسد، "هشت" شان گرو "نه" شان است ولی از زبان مسوولان می شنود که وضعشان خوب شده است ، کسی است که بیکاری فلج اش کرده ولی وقتی تلویزیون را روشن می کند ، با آمار حیرت آور اشتغال زایی مواجه می شود . کسی است که وعده های مسوولان برایش به یک طنز تلخ تبدیل شده است و او هیچ کس را پاسخگوی خود نمی یابد و هر بار چیزی جز وعده های زیبا و شعارهای هیجان برانگیز از مسوولانش تحویل نمی گیرد و چه تکرار ملال آوری!
چهره برتر سال ، آن زن بي همسري است که در سال گذشته نيز همانند يک مرد و برتر از او ، در اين جامعه بي رحم و خشونت بار ، در نهايت پاکدامني و نجابت و صبوري ،کار کرد و کار کرد و کار کرد و اشک هايش را درون دل ريخت تا کودکان يتيم اش ، شايد بتوانند وعده اي غذاي گرم بخورند ، گاهي لباس ارزان قيمت ، ولي نو بپوشند و همچنان بتوانند به مدرسه بروند و درد بي پدري را کمتر احساس کنند.
مرد سالی که گذشت ... .
ادامه این قضاوت را به خوانندگان وامی گذاریم تا آنان نیز بگویند چهره برتر سال 1386 چه کسی بود؟!
كاركنان دولت با پنج سال سنوات ارفاقي 25 ساله بازنشسته ميشوند . بر اساس ابلاغ آييننامه اجرايي قانون بازنشستگي پيش از موعد توسط پرويز داودي، كاركنان رسمي، پيماني و قراردادي دولت در صورت دارا بودن حداقل 25 سال سابقه خدمت مي توانند با استفاده از حداكثر پنج سال سال سنوات ارفاقي تا سقف سيسال بازنشسته شوند.
ادامه:http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8701150059
شايد شما هم تاكنون در فهرست دريافتكنندگان اين هفت قانون طلايي بوده و آن را خواندهايد. حتي اگر اين طور هم باشد، بد نيست تا يكبار ديگر اين قوانين آرامشبخش را با هم مرور كنيم و بكوشيم تا در نخستين روزهاي سال 1387، روزگاراني با محبتتر، سبزتر و امنتر براي خود و ديگر همنوعان خويش بيافرينيم:
قانون اوّل: بیايید ذهنمان را سرشار از فكر آرامش، شجاعت، سلامتی و امید كنیم، زیرا زندگی ما همان چیزی است كه ذهنمان میسازد.
قانون دوّم: بیايید حتی با دشمنان تا آنجا كه ممكن است، درگیر نشویم. زیرا این كار بیشتر از آن كه آنها را آزرده خاطر كند، از ما نیرو میگیرد. و بیايید حتی یك دقیقه را هم صرف فكر درباره كسانی كه دوست نداریم نكنیم
قانون سوم: الف- به جای نگرانی درباره ناسپاسی، انتظار ناسپاسی داشته باشیم. یادمان باشد كه حضرت مسیح فقط در یك روز ده آدم جذامی را شفا داد و فقط یك نفر از او تشكر كرد.
ب- یادمان باشد كه تنها راه دست یافتن به خوشحالی و سعادت، انتظار تشكر از دیگران نیست، بلكه بخشش را باید به خاطر شادی بخشش دوست داشت و نفرتها و كينهها را بر يخ نوشت.
د- یادمان باشد كه سپاسگزاری را باید همچون بذری كاشت. بنابراین اگر دوست داریم، فرزندانمان آدمهای شكرگزاری بار بیایند، باید این صفت را به آنها بیاموزیم.
قانون چهارم: همیشه چیزهایی را كه باید شكرشان را به جا بیاورید بشمارید، نه مشكلاتتان را.
قانون پنجم: از دیگران تقلید كوركورانه نكنیم. خودمان را بشناسیم و خودمان باشیم؛ زیرا حسادت یعنی جهل و تقلید یعنی خودكشی.
قانون ششم: وقتی تقدیر به دستمان یك لیمو ترش میدهد ، از آن شربت درست كنیم.
قانون هفتم: با اندكی شاد كردن دیگران، اندوه خود را از یاد ببریم. وقتی به دیگران نیكی میكنید به خود نیكی كردهاید.
منبع :http://negarakha.blogfa.com/post-404.aspx